دوشنبه 10 بهمن 1401

 
 
     
 
     
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آگهي درهموطن 
اخبار در موبايل 
آرشيو روزنامه 
تماس با ما 
توصيه روز
:: بازار کامپيوتر ::
معرفی تبلت چهار هسته‌يی شرکت ASUS‎
:: نکته آموزشی ::
چگونه گوشی اورجینال را از تقلبی تشخیص دهیم؟

اخبار داخلی اقتصادی سقوط یورو و پیامدهای مرگبار آن

 
 

سه شنبه 19 مهر 1401

سقوط یورو و پیامدهای مرگبار آن

 
 

افت ارزش ارزهای دنیا خصوصا یورو خیلی بیشتر از چیزی است که در ظاهر عنوان می شود. در ماه های اخیر فقط دلار آمریکا که ارزهای دیگر را با آن مقایسه می‌کنند 12 درصد کاهش ارزش داشته و آمریکا با دستکاری در بازار و اجرا کردن سیاست های تهاجمی، این سقوط ارزش دلار را پنهان می کند.

افت ارزش ارزهای دنیا خصوصا یورو خیلی بیشتر از چیزی است که در ظاهر عنوان می شود. در ماه های اخیر فقط دلار آمریکا که ارزهای دیگر را با آن مقایسه می‌کنند 12 درصد کاهش ارزش داشته و آمریکا با دستکاری در بازار و اجرا کردن سیاست های تهاجمی، این سقوط ارزش دلار را پنهان می کند.
ولی برای موفقیت در این کار نیاز است که آمریکا هربار بازار یکی از متحدانش را قربانی کند. سقوط ارزش یورو نسبت به دلار به نرخ بی سابقه 1.08 رسیده است.(از شروع بحران اوکراین تا ماه سپتامبر 13 درصد سقوط ارزش داشته و در یک ماه گذشته هم 5 درصد). تقریبا 20 درصد کل ارزش بازار یورو دود شده و به هوا رفته است. لذا ارزش حوزه ارزی یورو با آن همه سرمایه و دارایی ناگهان در کمتر از 6 ماه یک پنجم کمتر شده است.
تازه این مقدار تاکنون رخ داده است و هنوز بحران های اصلی اقتصادی اروپا خود را نشان نداده است. تمام کشورهای اتحادیه اروپا و حوزه یورو دارای بدهی های خارجی سنگینی هستند. در زمانی که بازار در شرایط عادی کار کند این بدهی ها با توجه به نسبتی از تولید ناخالص یک کشور، ریسک گذاری می شوند و اعتبار آن کشور در بازار های جهانی جهت تجارت مشخص می شود. اما در زمان فروپاشی نظم مالی جهان، این کشورها باید به نسبت بدهی خود، دلار یا طلای ذخیره بانک مرکزی خود را بابت تسویه حساب بفروشند یا واگذار کنند.
از آنجایی که خود دلار در بازار دارای سرریز هست و بخاطر نصف شدن اقتصاد و تجارت دلاری در دنیا،کشورها می‌خواهند از دست نیمی از ذخیره دلاری خود راحت شوند پرداخت بدهی بعد از مدتی با دلار هم امکان پذیر نخواهد بود و فقط ذخیره و فلزات گرانبها از داخل بازار و یا از ذخایر بانک مرکزی کشورها خارج می شود.هرچه کمبود ذخایر پشتوانه ارزی یک کشور کاهش پیدا کند ارزش ارز آن کشور نیز کاهش می‌یابد (دقیقا اتفاقی که در هند در حال اجراست و طلای بازار آن کشور به چین و روسیه منتقل می‌شود)
این اتفاق باعث ریزش شدید بازار های بورس و اوراق بهادار در این کشورها و بعد از مدتی در آمریکا خواهد شد. البته شروع نشانه های سقوط بازار برعکس است و این سقوط از بازار بورس و اوراق بهادار آمریکا شروع می شود و مانند یک بحران حبابی بقیه این بورس ها می‌ترکد و نابودی سرمایه ها را در پی دارد. در حال حاضر بعد از قطع صادرات گاز ارزان قیمت روسیه که یک دهم تا یک دوازدهم قیمت گاز امروز دنیا بود، صنایع و تولیدات کشورهای اروپایی به علت گران شدن شدید انرژی تا ده برابر ضرر کردند و حتی نبود گاز لازم و به تبع آن انرژی لازم برای گردش چرخ صنعت این کشورها، باعث تعطیلی و یا بدهی های شدید شده است و هر روز تعداد زیادی از آن ها اعلام ورشکستگی کرده یا تعطیل می شوند.
به تبع آن در میان مدت تا ظرف یک سال و نیم آینده میزان درآمد ناخالص این کشورها با یک شوک شدید روبرو می‌شود و کاهش می‌باید. وقتی تولیدات ناخالص ملی کاهش یابد قدرت بازپرداخت بدهی هم وجود ندارد. در ادامه کشورهای اروپایی به سمت ورشکستگی می‌روند.در حالت عادی که بحران اقتصادی در دنیا وجود ندارد و اقتصاد دنیا طبق نظم مالی کار می‌کند کشورها راه‌هایی را برای فرار از این ورشکستگی یا حتی جهت رشد مجدد بعد از ورشکستگی دارند،از جمله فروش یا اجاره سرزمین های خود، شریک شدن طلبکار در بخش های معدنی‌ و فرآورده های آن کشور و...
در زمان بحران و سقوط ارزش ارز کشورها، به هر اندازه که ارزها بی ارزش تر شوند بدهی این کشورها بیشتر خواهد شد به همین دلیل روند پرداخت بدهی بعد از ورشکستگی قابل اجرا نیست و کشورها تا تعیین تکلیف نظم مالی آتی جهانی باید با خلق پول و تورم سر کنند (مانند یک کارخانه ورشکسته گرو وام بانکی با سود زیاد)و بدون هیچ پیشرفتی باید منتظر باشند و مردم آن کشورها هر روز یک بحران اقتصادی را تجربه خواهند کرد. بعد از روی کار آمدن نظم جدید، قدرت های مالی با دادن وام یا پرداخت بدهی های این کشور ها، اقتصاد آنها را در ساختاری جدید وادار به تبعیت از خودمیکنند(شبیه کار آمریکا بعد از جنگ جهانی دوم دلار را مبنای پولی دنیا کرد و اقتصاد کشورهای زیربلیط خود را با ساختار مالی خود پیوند داد)و صد در صد دیگر کشور به شکل سابق برنمی‌گردد و قدرت‌های های مالی اجازه پیدایش یک رقیب دوباره برای اقتصاد خود را نمی‌دهند و اکثر این کشور ها به سمت کشورهای مصرف کننده محض یا تک محصولی خواهند رفت. آنهایی که منابع طبیعی دارند،خام فروشی می‌کنند و بقیه بازار فروش ابرقدرت های مالی دنیا می شوند. (همان بلایی که سر بازندگان جنگ جهانی اول آوردند)البته کشورهای اروپایی یک راه دیگر هم دارند و آن صفر کردن بدهی های خود هست که در آن صورت باید بتوانند با زور نظامی حرف خود را به کرسی بنشانند و وارد جنگ بزرگ با چندین رقیب یا دشمن اقتصادی شوند که آن هم با وجود این شرایط قحطی و گرانی انرژی چیزی جز زمین سوخته از کشورشان باقی نمی‌ماند و رهبران عاقل هرگز به این سمت نمی‌روند زیرا نداشتن مواد اولیه و منبع لازم برای تامین سوخت و اقتصاد جنگ باعث فروپاشی سریعتر اقتصاد آنها و حتی خطر اشغال خاک این کشورها می شود و به همین دلیل به این سمت نمی‌روند.
تلاش‌های آلمان و فرانسه وایتالیا برای بستن معاهده صلح با روسیه برای فرار از این شرایط بود. اما آمریکا جلوی این توافق را گرفت و آنها عقب رفتند. اروپايی ها باید به سمت جنگ و درگیری با دشمن های آمریکا بروند تا با ایجاد یک جنگ فرسایشی رقبای اقتصادی آینده آمریکا را تحت فشار بگذارند تا آمریکا بتواند نفس کشیده و از بحران مالی خود توسط این جنگ نجات پیدا کند.
کاهش شدید ارزش یورو و ارزهای اروپایی دیگر، بدهکارتر شدن کشورهای اروپایی بخاطر افزایش نرخ برابری دلار که به صورت مصنوعی توسط آمریکا ایجاد شده است، نبود انرژی و ورشکست شدن صنایع و تولیدات، کاهش شدید درآمد های ملی کشورها، نبود ساز کار مناسبی جهت نجات از بحران های اقتصادی و ورشکستگی کشورهای اروپایی در طی دو سال آینده، نابودی سرمایه های مردمی و افزایش بدهی های مردم اروپا، ایجاد جنگ و کاهش امنیت سرمایه گذاری و خروج سریعتر سرمایه ها به سمت کشورهای دیگر و.... همگی آینده چند سال بعد کشورهای اروپا است که مانند زنجیر پشت سر هم می آیند.آیا راه نجاتی هست؟ بله راه نجات این قاره این است که توسط یکی از قطب های اقتصادی دنیا (اقتصاد دلاری غرب، اقتصاد ارز مشترک محور شرق ) به صورت کامل حمایت شوند و این پدر خوانده بدهی های آنها را پرداخت کند و از همه مهمتر انرژی ارزان قیمت را به اروپا وارد نماید تا روند فوق معکوس شود.
مثلا اروپایی ها باید تسلیم محور شرق شوند و محور شرق نفت و گاز ارزان را به اروپا وارد کند و تا دوباره چرخ صنعت بچرخد و این کشورها دارای درآمد ملی کافی شوند. در حال حاضر که اروپا زیر بلیط آمریکا است و آمریکا برای نجات اقتصاد خودش همه این کشورها را به حراج گذاشته است اگر هم به فرض بعید به سمت محور شرق گرایش پیدا کنند، کشورهای محور شرق هرگز اجازه رشد دوباره اقتصاد سلطه طلب اروپا را نمی‌دهد و باید نقش یک بازار مصرف صرف را بازی کنند که خود تامین کننده نیروی کار ارزان قیمت برای قدرت های محور شرق باشند.
یعنی کارگر انگلیسی و آلمانی و فرانسوی جایش با کارگر چینی و سایر آسیایی ها عوض می‌شود.در اصل برنامه محور شرق هم همین بود که با آماده سازی زیرساخت های لازم تا سال 2025 کشورهای اتحادیه اروپا را بدون جنگ نظامی صرفا با یک جنگ انرژی و اقتصادی تسلیم خود کند که در آن صورت آمریکا تنها حدود 30 تا 35 درصد بازار های دنیا را در بهترین حالت ممکن بدست می آورد و درگیری اصلی را با آمریکا قرار می‌داد.
اما تحریک روسیه و اجبار به جنگ با اوکراین، باعث شد که برخلاف طرح محور شرق تسلیم بدون جنگ اروپا ممکن نشد و اگر هر کشوری هم امروز بخواهد بخاطر مردم خودش تسلیم شرق شود، آمریکا جلوی او را می‌گیرد.

 
 
   
 
تحليل
:: اقتصادی ::
آخرین آمار خانه‌های مسکن مهر ساخته شده و در حال تکمیل
:: فناوری اطلاعات ::
از آیفون ۱۵ چه می‌دانیم؟
:: روی خط جوانی ::
هدیه‌های سمی زوجین!
:: ورزش ::
همه چیز درباره خویچا کواراتسخلیا، مارادونای گرجستانی
:: فرهنگ و هنر ::
آخر سریال بی همگان چه می شود
:: حوادث ::
قتل؛ پایان عشق‌ممنوعه مردمتاهل

يادداشت
:: اقتصادی ::
واریز حقوق کارکنان تا ۲۰ اسفند / پرداخت عیدی طی امروز و سه شنبه

 
     
   
     
     
    ::  تماس با ما  ::  درباره ما  ::  sitemap  ::  آگهي درهموطن  ::
کليهء حقوق متعلق است به روزنامهء هموطن سلام. ۱۳۹۳ - ۱۳۸۳
طراحی و اجرای سايت : شرکت به نگار